سیر تکامل هژمونی آمریکایی بر صنعت غذا
انقلابها در صنعت جهانی کشاورزی و موادغذایی، نشانه وابستگی متقابل پیچیده بین علم، فناوری، اقتصاد و سیاست است. از زمان اکتشافات قرن شانزدهم در شیمی و فیزیک کشاورزی، نوآوریهایی در تولید موادغذایی ایجاد شده و تولید مورداستفاده برای پرورش گیاهان را دوباره تعریف کرده. اختراع افزودنیهای غذایی مصنوعی به سه دلیل بازاری قابلتوجیه است؛ اولاً، افزایش رنگ، برای ظاهر بهتر غذا ثانیاً، ایجاد تنوع رنگ در مواداولیه و استانداردسازی محصولات نهایی در بازار و ثالثاً، برای جایگزینی اجزای ازدسترفته طی آمادهسازی غذا که توسط سازمانهای جهانی برای طعمدارتر و جذابترکردن غذا پذیرفته شده است.
حسین شیرزاد: سازمان بهداشت جهانی و سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل در سال ۱۹۵۶ یک کمیته مشترک کارشناسی برای افزودنیهای غذایی (JECFA) ایجاد کردند تا افزودنیهای غذایی را برای تجارت بینالمللی بررسی کنند. «کدکس آلیمنتاریوس» در سال ۱۹۶۱ تأسیس شد و استاندارد عمومی افزودنیهای غذایی را در ۱۹۹۵ منتشر کرد که ۲۲بار مورد تجدیدنظر قرار گرفت. ین کدکس استانداردهایی را برای تجارت جهانی غذا تدوین و افزودنیهای غذایی را بهعنوان «مادهای که معمولاً بهخودیخود بهعنوان غذا مصرف نمیشود یا معمولاً بهعنوان ماده معمولی غذا استفاده نمیشود، اینکه چه ارزش غذایی داشته باشد و نداشته باشد» تعریف کرد. افزودنیها برای اهداف مختلف در مراحل مختلف تولید موادغذایی اضافه میشوند؛ تولید، فرآوری، آمادهسازی، فرآوری، بستهبندی و حملونقل. افزودنیها ممکن است بهطور معقول ماهیت محصولات غذایی را تغییر دهند یا یک محصول جانبی را حفظ کنند یا حتی بهطور دیگر بر ویژگیهای موادغذایی تأثیر بگذارند. بااینحال، ازنظر علمی، افزودن مواد به غذا برای بهبود، حفظ یا کاهش کیفیت تغذیهای آلودگی محسوب نمیشود. کمیته Codex Alimentarius مصرف آنرا در دوز معین مجاز دانست؛ مثلاً کمیته، وجود میکروارگانیسمهای بیماریزای مضر و فرآیندهای تولید موادغذایی آنها را در غذاهای جدید بهدقت تجزیهوتحلیل و اعلام کرد همه میکروارگانیسمها سمی نیستند. این کمیته اندازهگیریهای ایمنی را برای موادغذایی مدرن مشتقشده از بیوتکنولوژی تعیین کرد و مواد مصنوعی را بهعنوان اجزایی در تولید موادغذایی و نه بهعنوان غذا قابلمصرف خواند. در موارد خاص، برخی غذاهای طبیعی حاوی عوامل سمی و توهمزای طبیعیاند؛ درحالیکه غذای طبیعی نیازی به آزمایش دقیق ندارد، غذای جدید که از غذای طبیعی تقلید میکند نیاز به آزمایش دارد. همچنین قوانین و مقرراتی برای جلوگیری از عوامل مضر قبل از ورود به بازارهای بینالمللی تدوین شد و غذاهای جدید معادل محصولات طبیعی درنظر گرفته شدهاند. درادامه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اصل برابری اساسی را تصویب کرد که ایمنی موادغذایی را طبق آثار مستقیم بر سلامت (سمیت)، تمایل به تحریک واکنش آلرژیک (آلرژیزایی)، ترکیب تغذیهای و اثرات خواسته و ناخواسته تعیین میکند. براساس این اصل، غذاهای طبیعی و جدید یکسان درنظر گرفته میشوند. تحقیقات کشاورزی تا دهه ۱۹۸۰ گسترش یافت تا پیکربندی ژنتیکی میکروارگانیسمها، گیاهان و داروهای هورمونی حیوانی جدید را تغییر دهد. در دهه ۱۹۸۰، دیوان عالی ایالاتمتحده تصمیم گرفت در پروندهای معروف حق ثبت اختراع برای موجودات زنده را اعطا کند اینامر اساس پیشرفت بیوتکنولوژی را بنا نهاد. در اواسط دهه ۱۹۸۰، یک شرکت بیوتکنولوژی مستقر در کالیفرنیا بیش از ۲۵میلیوندلار در هشتسال برای تولید FlavrSavr سرمایهگذاری کرد؛ گوجهفرنگی که برای رسیدن پس از برداشت با طعم بهتر مهندسی شده بود. در ۱۹۹۰ از این شرکت خواسته شد در برابر آنتیبیوتیک کانامایسین که بهعنوان نشانگر فرآیند مهندسی ژنتیک در تولید گوجهفرنگی استفاده میشود، مقاومت نشان دهد. سال بعد، این شرکت دادخواستی را به FDA ارائه داد تا ژن مقاوم به کانامایسین را برای ثبت بهعنوان افزودنی غذایی تأیید کند و درخواست کرد FlavrSavr همان مقررات گوجهفرنگیهای معمولی را داشته باشد. پس از موفقیت FlavrSavr موارد دیگری نیز برای تحقیقات ثبت شدند. همزمان، شرکت دیگری بهنام مونسانتو تمرکز خود را بر تولید پوسیلاک که با نام هورمون رشد گاوی (rbST) نیز شناخته میشود، آغاز کرد. این هورمون پروتئینی متابولیک مسئول افزایش تولید شیر و گوشت در گاوهاست. در ۱۹۸۵، مونسانتو آزمایش داروی جدیدی را آغاز کرد که تولید rbST را ۱۰ تا ۲۰درصد افزایش میدهد. این شرکت بارها در سالهای ۱۹۸۸، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ بر ایمنبودن مصرف آن تأکید کرد اما منتظر تأیید تجاریسازی ازسوی مؤسسه ملی بهداشت (NIH) ماند. مونسانتو از انتشارات تحقیقاتی بهعنوان ابزاری برای انتقال استفاده از rbST استفاده کرد. بیش از ۱۳۰ گزارش جداگانه منتشر شد و FDA آنها را بهعنوان مدرکی برای ایمنی مصرفکننده بررسی کرد. نوامبر ۱۹۹۳، سوماتوتروپین گاوی بهعنوان یک داروی جدید حیوانی اعلام شد. بااینحال، هورمون rbST با مشکلات مختلفی روبرو بود. اگرچه ساختار پروتئین این هورمون با هورمون انسانی متفاوت و ازنظر بیولوژیکی در انسان غیرفعال است، حاوی فاکتور رشد شبهانسولین و باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک نیز است؛ و نگرانیهایی را ایجاد کرد که میتواند باعث رشد زودرس در نوزادان و سرطان در بزرگسالان شود. سال ۱۹۹۵، مونسانتو ۴۹.۹درصد از کالژن را خریداری کرد و به تأمینکننده اصلی گوجهفرنگی تبدیل شد. پیش از گوجهفرنگی، مونسانتو سویای مقاوم به گلیفوزات تولید و انقلابی در تولید علفکشها ایجاد کرد. مونسانتو تحقیقاتش را به پنبه گسترش داد و ارزیابی ایمنی موادغذایی و خوراک دام از پنبه تراریخته Bt را بهعنوان پنبهای ایمن منتشر کرد. تحقیقات دیگر گزارش دادند که هیچ تفاوت تغذیهای یا سمشناسی بین سیبزمینیهای سنتی و تراریخته وجود ندارد. محصولات تراریخته جدید، قوانین تجاری موجود مانند اتحادیه حفاظت از گونههای جدید گیاهان را که انتقال بذر بین کشاورزان را مجاز میدانست، تغییر داد. لابیگری ازطریق تماس شخصی با مقامات دولتی ازجمله ملاقات با مقامات، میزبانی جلسات، شرکت در هیئتهای مشاوره، شهادت در جلسات استماع، حضور در مناسبتهای اجتماعی، شرکت در تظاهرات دولتی-خصوصی و جلسات جمعآوری کمکهای مالی (کمپین انتخاباتی) انجام میشود. تبلیغات برند و حمایت علمی-حرفهای از فعالیتهای مرتبط سیاستمداران یا احزاب سیاسی از دیگر راههای لابیگری محسوب میشود. لابیگری داخلی در درجه اول شامل افرادی است که در نقشهای شرکتی و دولتی کار کردهاند. لابیگران، نماینده انجمنها و شرکتهای خصوصی هستند. سیاست داخلی با اصلاحیه قانون مبارزات انتخاباتی فدرال در سال ۱۹۷۴ که به کمیتههای اقدام سیاسی (PAC) اجازه فعالیت داد، آشکار شد. ازطریق PACها، شرکتهای چندملیتی و سایر گروهها مجاز به پرداخت کمکهای مالی و بودجه داوطلبانه برای مبارزات انتخاباتی شدند. اگرچه این قانون میزان پولی را که میتوان به یک نامزد کمک کرد محدود میکند اما تعداد نامزدهایی را که میتوانند بودجه دریافت کنند، محدود نمیکند. بزرگترین حامیان مالی لابی در مبارزات انتخاباتی، تولیدکنندگان شیر و صنایع لبنی هستند. لابیگری، فرهنگ جدیدی را درمورد مقامات شرکتها که بهعنوان بوروکراتهای دولتی منصوب میشدند، آغاز کرد. لابیهای بیوتکنولوژی ادعا میکنند افزایش قابلتوجه در عملکرد محصولات کشاورزی و کاهش تلفات محصولات دراثر آفات و بیماریها وجود دارد. برخی مطالعات همچنین ادعا میکنند که بیوتکنولوژی، استفاده مضر از کودهای شیمیایی را که در رژیمهای غذایی قبلی معرفی شده بود، معکوس کرده. محصولات تولیدی با بیوتکنولوژی میتوانند با تغییرات آبوهوایی سازگار شوند و در مناطق مقاوم به خشکسالی و استرس، مقاومت بیشتری داشته باشند. در ۱۹۹۵، شورای ملی علوم و فناوری (NSTC) سندی باعنوان «بیوتکنولوژی برای قرن 21» منتشر کرد که در آن آمده بود بیوتکنولوژی کشاورزی پتانسیل ایجاد میلیاردهادلار درآمد در قرن آینده را دارد. اینامر، حمایت از رشد اقتصادی ملی را ضروری میکند. دولت نیز از طرح حمایت کرد و تحقیقات در زمینههای موردنیاز برای تجاریسازی محصولات و ابزارهای کشاورزی را ادامه داد. در ۲۰۰۱، رئیسجمهور کلینتون بودجهای معادل ۳۴۰میلیوندلار برای برنامه بیوتکنولوژی پیشنهاد داد. ارزش فعلی صنعت غذای ترکیبی بیش از یکتریلیوندلار است که این بودجه ارزش بازار بیوتکنولوژی کشاورزی ایالاتمتحده آمریکا را در دوران معاصر و تخمین آینده آن نشان میدهد. انتظار میرود این صنعت گسترش بیشتری یابد درحالیکه فناوری ایالاتمتحده بر این صنعت تسلط خواهد داشت. طی ۳ دههاخیر شرکتهای بیوتکنولوژی آمریکایی میخواستند بر بازار جهانی تسلط یابند و ازاینطریق نقش رهبری را در تحقیق و توسعه GMO ایفا و از رشد اقتصادی آن ازطریق نوآوری، ثبت اختراع و حق امتیاز حمایت کنند. امروزه، ایالاتمتحده همچنان بزرگترین مصرفکننده محصولات تراریخته است جاییکه ۹۰درصد ذرت، سویا و پنبه بااستفادهاز تکنیکهای بیوتکنولوژیکی مانند مقاوم برابر علفکشها و حشرات، کشت میشوند. تحقیقات بیوتکنولوژی نیز بهطرز استثنایی رشد کرده و منجر به تولید غذاهای اصلاحشده ژنتیکی بااستفادهاز CRISPR و تولید ماهی سالمون تراریخته شده. مهر