بحران خاموش کتابهای غیرداستانی
آمارها نشان میدهد مردم درمقایسهبا ششسالقبل، ۱۷ میلیوننسخه کمتر کتابهای واقعمحور میخرند. دنیای نشر مدتهاست زمزمهای نگرانکننده را در گوشهوکنار خود میشنود: کتابهای غیرداستانی روبهزوالاند. آن عنوانهای پرصلابت و فکری که زمانی قفسههای کتابخانهها را پر میکردند، بهتدریج ناپدید شدهاند و جای خود را به خاطرات سلبریتیها و کتابهای خودیاری دادهاند. آمار موسسه NielsenIQ BookData این نگرانی را تأیید میکند. فروش کتابهای غیرداستانی در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ششدرصد کاهش داشته و به ۵۵ میلیوننسخه رسیده است؛ کمترینمیزان از سال ۲۰۱۷ تاکنون. درحالیکه فروش رمانها بهواسطه موجهایی مانند «رمانتاسی» همچنان پررونق است، کتابهای فکری و پژوهشی با افتی مداوم روبهرو شدهاند. در میان ۲۰ کتاب پرفروش سال گذشته تنها چهار عنوان غیرداستانی دیده میشود: اثری از چارلی مکسلی، کتاب انگیزشی مل رابینز، کتاب آشپزی جیمی الیور و (طبق معمول) کتاب رکوردهای گینس. از میان ده کتاب صوتی پربازدید اسپاتیفای نیز تنها یک عنوان غیرداستانی بوده است. اینوضعیت با دهههای گذشته فاصلهای چشمگیر دارد. زمانی کتابهایی مانند «تاریخچه مختصر زمان» استیون هاوکینگ یا «انسان خردمند» یووال نوح هراری میلیونها خواننده داشتند و موضوعات علمی و تاریخی در صدر فهرست فروش قرار میگرفتند؛ اما امروز تصور چنین موفقیتی دشوار بهنظر میرسد. یکی از مهمترین متهمان این افول، رشد انفجاری پادکستهاست. در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵.۵ میلیوننفر در بریتانیا شنونده پادکست بودهاند. مارک ریچاردز، از بنیانگذاران نشر مستقل Swift Press، میگوید: «تا چندسالپیش اگر میخواستید درباره موضوعی عمیق بدانید، تنها گزینه واقعی کتاب بود. حالا پادکستها برای نخستینبار به رقیبی جدی تبدیل شدهاند». حتی دامینیک سندبروک، تاریخنگار و مجری پادکست مشهور The Rest is History، اذعان میکند که بسیاری از شنوندگان بهجای خواندن کتابها، به گوشدادن برنامهها بسنده میکنند. بهگفته او، کتابهای دائرهالمعارفی و پژوهشهای مفصل تاریخی بیشازهمه درخطر نابودی قرار گرفتهاند. عامل مهم دیگر، گرایش ناشران به «نشر مبتنیبر پلتفرم» است. در سالهای اخیر ناشران بیشتر بهسراغ نویسندگانی میروند که در اینستاگرام، تیکتاک یا یوتیوب مخاطب آماده دارند؛ نه پژوهشگران گمنام با ایدههای تازه. ریچل هیویت، نویسنده کتاب موفق «نقشه یک ملت»، میگوید در سال ۲۰۲۵ سه طرح پیشنهادی او تنها بهایندلیل رد شده که «پلتفرم اجتماعی کافی» نداشته است. بهگفته او، امروزه کارشناس واقعی کسی محسوب میشود که دیده میشود، نه لزوماً کسیکه دانش عمیقتری دارد. هیویت همچنین از کاهش بودجههای تبلیغاتی برای نویسندگان جدی انتقاد میکند و میگوید بخشهای فروش در ناشران بزرگ، بیشازپیش ریسکگریز شدهاند و ترجیح میدهند روی «گزینههای تضمینی» سرمایهگذاری کنند. توبی موندی، مدیر جایزه معتبر بیلی گیفورد، مشکل را بیشتر اقتصادی میداند. او توضیح میدهد که نوشتن یک کتاب پژوهشی بزرگ به سالها تحقیق و هزینههای فراوان نیاز دارد و اغلب تنها دانشگاهیان میتوانند چنین پروژههایی را پیش ببرند، چون از محل شغل خود حقوق دریافت میکنند. بااینحال، او همچنان خوشبین است و معتقد است اگر کتابی واقعاً ارزشمند باشد، حتی بدون شهرت نویسنده نیز میتواند موفق شود؛ نمونههایی مانند «امپراتوری درد» اثر پاتریک ردن کیف یا «پرورش خرگوش» نوشته کلوئی دالتون. جان اش، یکی از کارگزاران ادبی برجسته، میگوید فضای فرهنگی شاید دوباره بهسود کتابهای جدی تغییر کند: «مردم از اعتیاد به اسکرول بیپایان خسته شدهاند. شاید دوباره قدر تمرکز و مطالعه عمیق دانسته شود»؛ اما مارک ریچاردز جمعبندی صریحتری دارد: «اگر میخواهیم کتابهای غیرداستانی زنده بمانند، فقط یک راه داریم: باید مطمئن شویم که واقعاً فوقالعاده خوب باشند». بحران کنونی شاید نتیجه رقابت فناوریهای جدید، تغییر ذائقه مخاطبان و محافظهکاری صنعت نشر باشد؛ اما همچنان این پرسش پابرجاست که آیا جامعه میتواند بدون کتابهای جدی و اندیشهمحور، آیندهای روشن داشته باشد؟ گاردین نوشت: در سالهای پیش و همزمان با همهگیری کرونا، غیرداستانی در اوج بود. خوانندگان برای فهم سیاست، نابرابری و بحران اقلیمی به کتابهایی روی میآوردند که وعده تبیین و آگاهی میدادند؛ اما امروز نشانهها چیز دیگری میگویند: طبق دادههای موسسه کتاب نیلسن فروش کتابهای غیرداستانی یا همان مستند در یکسالگذشته بیش از ۸ درصد کاهش یافته؛ افتی شدیدتر از رمان. نویسندگان و ناشران از بازاری میگویند که بهشدت ریسکگریز شده است. بسیاری از طرحهای غیرداستانی رد میشوند، مگرآنکه «قابلیت هالیوودی» داشته باشند. درعینحال، بخش بزرگی از آثار تازه بهجای ایدههای تازه، بر تعداد دنبالکنندهها تکیه دارند؛ کتابهایی که بیشازآنکه ضروری باشند، شبیه امتداد شبکههای اجتماعیاند. یکی از دلایل اصلی این عقبنشینی، خستگی خوانندگان است. جهان مملو از خبرهای تیره است و مخاطبان بهجای توضیح، بهدنبال فرارند؛ گرایشی که رشد ژانرهایی مانند رمانتزی و همچنین کتابهای خودیاری را توضیح میدهد. علاقه موجوار به کتابهای عدالت اجتماعی که پس از ۲۰۲۰ اوج گرفت، بهتدریج فروکش کرده و نتوانسته ساختار نشر را بهطور پایدار متحول کند. همزمان، غیرداستانی با رقبایی قدرتمند روبهروست: پادکستها، ویدیو-مقالهها و محتوای صوتی رایگان که همان دانش را سریعتر و ارزانتر عرضه میکنند. بااینحال، این بهمعنای مرگ کتاب نیست؛ فروش کتابهای صوتی غیرداستانی رشد چشمگیری داشته و برای برخی نویسندگان حتی از نسخه چاپی پیشی گرفته است. درنهایت، آنچه درخطر است نهفقط فروش، بلکه جایگاه غیرداستانی بلند و دقیق در فرهنگ عمومی است. در دورانیکه فشارهای سیاسی و محدودیتهای آموزشی رو به افزایشاند، کتابهایی که به فهم عمیق جهان کمک میکنند بیشازهمیشه ضروریاند؛ حتی اگر بازار، فعلاً پشت به آنها کرده باشد. ایبنا