گازهای همراه نفت؛ کمکفنر ناترازی
محمدحسین سیفاللهی مقدم: ناترازی گاز در ایران دیگر صرفاً یک هشدار کارشناسی نیست؛ این پدیده در سالهای اخیر به واقعیتی تکرارشونده در فصل سرد بدل شده که آثار آن در افت فشار شبکه، محدودیت گاز صنایع و افزایش مصرف سوخت مایع در نیروگاهها نمود پیدا میکند. دراینمیان، تمرکز سیاستگذاری سالها بر توسعه میدانهای بزرگ گازی، بهویژه پارس جنوبی، بوده است؛ اما در سایه اینپروژههای عظیم، ظرفیتی دیگر کمتر دیده شده که میتواند در کوتاهمدت نقش مؤثری در مدیریت تراز گاز ایفا کند: گازهای همراه نفت. ایران در دهههای گذشته بهدلایل فنی، اقتصادی و کمبود زیرساخت، بخش قابلتوجهی از گاز تولیدی همراه نفت را بهجای جمعآوری و فراورش، در مشعلها سوزانده است. اینمسئله تنها یک موضوع زیستمحیطی یا نمادی از هدررفت منابع نبود، بلکه بهطور مستقیم با امنیت انرژی کشور و توان عبور از پیک مصرف زمستانی ارتباط داشت. براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سال ۱۴۰۱ روزانه حدود ۵۰.۵ میلیونمترمکعب گاز همراه نفت در ایران فلر شده است؛ رقمی که در مقیاس سالانه، حجم بزرگی از گاز قابلعرضه را از چرخه مصرف خارج میکند. در همین گزارش، عدمالنفع اقتصادی ناشی از فلرینگ طی یکدهه حدود ۳۴ میلیارددلار برآورد شده است. اهمیت ایناعداد زمانی روشنتر میشود که آنها را در کنار ناترازی گاز کشور در ماههای سرد قرار دهیم. در گزارشها و اظهارات رسمی، دامنه ناترازی زمستانی از دهها تا بیش از 100 میلیونمترمکعب در روز عنوان و در برخی برآوردها، متوسط ناترازی حدود ۱۲۳ میلیونمترمکعب در روز برآورد میشود. بهاینترتیب، حتی جمعآوری بخشی از گازهای فلر شده میتواند سهم قابلتوجهی در کاهش فشار بر شبکه گاز کشور داشته باشد. چرا گاز همراه نفت بهعنوان «کمکفنر» ناترازی مطرح میشود؟ پاسخ در ماهیت این گاز نهفته است. گاز همراه نفت همینحالا تولید میشود اما بهدلیل نبود یا ضعف زیرساختهای جمعآوری، انتقال، فشارافزایی و فراورش، به مصرف داخلی نمیرسد. برخلاف توسعه میدانهای جدید گازی که نیازمند حفاریهای گسترده و سرمایهگذاریهای چندساله است، افزایش عرضه از مسیر گازهای همراه بیشتر به اجرای پروژههای مشخصی مانند خطوط لوله کوتاه، ایستگاههای تقویت فشار، واحدهای NGL و پالایشگاههای گاز وابسته است. بههمیندلیل، هرمترمکعب گازی که از مشعل به شبکه بازمیگردد، درعمل معادل تولید جدید است؛ بدونآنکه میدان تازهای توسعه یافته باشد. در همین چارچوب، طی سالهای اخیر سیاست مهار فلرینگ از سطح شعار و برنامههای پراکنده فاصله گرفته و بهسمت پروژههای عملیاتی قابلپایش حرکت کرده است. خبرگزاری مهر در گزارشی باعنوان «فلرینگ از آمار به اقدام رسید» اعلام کرده که ظرفیت جمعآوری گازهای مشعل به ۱۹.۹ میلیونمترمکعب در روز رسیده و این ظرفیت رشدی بیش از ۱۱۴ درصد را تجربه کرده است. ایننقطه همانجایی است که اثرگذاری بر تراز گاز قابلمشاهده میشود؛ چراکه رساندن حتی ۱۵ تا ۲۰ میلیونمترمکعب گاز در روز به چرخه مصرف میتواند در روزهای اوج تقاضا، نقش پلی میان کمبودهای فصلی و توان تولید پایدار ایفا کند. نگاه سیاستگذار به گازهای همراه نفت نیز صرفاً به تزریق به شبکه محدود نیست. بخش مهمی از این گازها، بهویژه برشهای سنگینتر، برای صنعت پتروشیمی و تکمیل زنجیره ارزش اهمیت دارد. همینموضوع اقتصاد پروژههای جمعآوری فلرینگ را تقویت میکند؛ زیرا اینپروژهها تنها هزینهزا نیستند، بلکه مدل درآمدی مشخصی دارند: بخشی از گاز سبک به شبکه سراسری تزریق میشود و بخشی از مایعات گازی و برشهای ارزشمند بهعنوان خوراک پتروشیمی مورداستفاده قرار میگیرد. این ویژگی میتواند سرمایهگذاری دراینحوزه را توجیهپذیرتر کرده و زمینه ورود بخش خصوصی و سرمایهگذاران بزرگ را فراهم کند. اگر گاز طبیعی ستون اصلی سبد انرژی ایران است، فلرینگ را میتوان شکافی در این ستون دانست. آمارهای بینالمللی نیز نشان میدهد مشعلسوزی پدیدهای جهانی است و بانک جهانی هرساله بااستفادهاز دادههای ماهوارهای، حجم فلرینگ کشورها را رصد میکند. بااینحال، در ایران بهدلیل همزمانی فلرینگ با ناترازی زمستانی و وابستگی شدید نیروگاهها و صنایع به گاز، حساسیت موضوع دوچندان است. ۵۰.۵ میلیونمترمکعب فلرینگ روزانه در سال ۱۴۰۱ صرفاً یک عدد آماری نیست، بلکه معادل یک ظرفیت تولید قابلتوجه است. در برخی تحلیلها، برای ملموس شدن اینحجم از قیاس با فازهای پارس جنوبی استفاده میشود. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده است که جمعآوری کامل این گازها میتواند حجمی معادل تولید دو فاز پارس جنوبی به عرضه کشور اضافه کند و حتی حدود ۲۰ درصد از ناترازی گاز در زمستان را کاهش دهد. این گزاره بهروشنی نشان میدهد که جمعآوری فلرینگ صرفاً یک اقدام زیستمحیطی نیست، بلکه ابزاری مؤثر در سیاست انرژی کشور محسوب میشود. ازمنظر تراز گاز، حتی اگر جمعآوری کامل فلرها در کوتاهمدت ممکن نباشد، جمعآوری بخشیازآنها میتواند نیاز نیروگاهها به سوخت مایع را کاهش دهد و فشار قطع یا محدودیت گاز صنایع را کم کند. هرمترمکعب گازی که به شبکه بازمیگردد، میتواند جایگزین بخشی از گازوئیل یا مازوت شود؛ با آثار مستقیم بر هزینه تولید برق، کاهش آلودگی هوا و بهبود کارایی نیروگاهها. نکته مهم دیگر، عامل زمان است. توسعه میدانهای جدید گازی یا اجرای پروژههای بزرگ فشارافزایی معمولاً سالها زمان میبرد، اما پروژههای جمعآوری گازهای همراه، درصورت طراحی صحیح، میتوانند در بازه زمانی کوتاهتری به نتیجه برسند. این ویژگی باعث شده که در شرایط بحرانمحور زمستانی، گازهای همراه نفت بهعنوان گزینهای سریعالوصول در کانون توجه قرار گیرند. مهار فلرینگ درعمل بهمعنای خاموشکردن ساده شعلهها نیست، بلکه نیازمند ایجاد شبکهای از خطوط لوله، ایستگاههای تقویت فشار و واحدهای فراورشی است. مهر